هاله دعوت کرده تا در غرفه اختصاصیش حضور به هم رسانیم! بالاخره کتابش را نوشت. این داستان بر می گردد به چند سال پیش. به گمانم آنچنانی نداشته و حالا هم از مشتریان بالقوه پذیرایی می کند و هم کتابش را می د. نمی دانم چند نفر داستانش را خوانده اند و یا چند نفر قرار است بخوانند. ولی دلم نمی خواهد کتابش را داشته باشم. چون بعد آن مجبورم نظرم را بگویم و مجبورم پیرامونش بحث هم بکنم. یک جور جبر محترمانه. کتابش منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

WantDL طرح لایه بازها اجناس فوق العاده پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان پیام کوتاه تیلا به اندیشان