هوا که روشن شود, باید به پیچک روی بالکن آب بدهم. چند تا از شاخه هایش از کم آبی خشک شده اند. یادم بماند که گلدان بونسای را بچرخانم تا جهت آفتاب گرفتنش متعادل شود. یادم بماند, برگه های زردآلو را جابجا کنم. چقدر برای برگه شدنشان به روش جدید, نگران بودم. یادم بماند, پنجره اتاق را باز کنم تا بیشتر بوی خاک خیس به خانه بیاید. یادم بماند که مهمان دارم. که قرار است وسط این روزهای دلهره, کمی آرامش به سر و روی خانه تزریق کنم. بماند ,یادم ,یادم بماند منبع
درباره این سایت